سوره ی ماعون

بسم الله الرحمن الرحیم

ارایت الذی یکذب بالدین .  فذلک الذی یدع الیتیم . ولا یحض علی طعام المسکین .

فویل للمصلین . الذین هم عن صلاتهم ساهون . الذین هم یرائون . ویمنعون الماعون

 

آیا کسی که قیامت را انکار میکند دیده ای؟     او همان کسی است که یتیم را با خوشونت میراند.      ودیگران را به اطعام مسکین تشویق نمیکند.    پس وای بر نمازگزاران.    آنان که از نمازشان غافلند.    آنان که پیوسته ریا میکنن.  و از دادن زکات(وسایل ضروری زندگی)   بازمیدارند.                                                    

مراد از تکذیب دین و روز جزا تو این سوره تکذیب قلبی است، نه زبانی یعنی مخاطب اصلی این سوره کسانی هستند که اسما مسلمان و به ظاهر دین دارند و از نمازگزاران. این تکذیب قلبی هم به خاطر چند صفت و رفتار اخلاقی آنان است.

" منکر دین کسی است که یتیم را با خشونت میراند، منکر دین کسی است که دیگران را بر اطعام مسکین ترغیب نمی کند".

 شاید این (طرد یتیم) به نظر مساله ی جزئی بیاد اما از مساله ی مهمی مثل تکذیب دین خبر میدهد.  در واقع بیانگر اهمیت اخلاقیات از منظر خداونده. (بقیه در ادامه ی مطلب)

ادامه نوشته

لقمه ی حرام

 لقمه ی حرام

 

لقمه ی حرام از مهمترین هلاک کننده ها و بزرگترین موانع رسیدن به سعادت است. اكثر مردم كه از فیوضات و سعادات محروم مانده‏اند به واسطه خوردن لقمه ی حرام  محروم شده اند، مانعی از این محكم‏تر در راه توفیق نیست. و پرده‏ای از این مانع‏تر بر یاری خدا نیست.

كسی كه تأمل كند می‏داند كه: خوردن حرام، بزرگ ترین حجاب است برای بندگان از رسیدن به درجه نیکان و مانعی است بسیار قوی جهت اتصال به عالم انوار. زیرا دل را از آن تیرگی و ظلمت و خباثت و غفلت حاصل، و نفس انسانی به واسطه آن به پایین ترین درجات هلاكت و ضلالت واصل می‏گردد.

از اثراتی که لقمه ی حرام بر زندگی یک فرد و نسل های بعد از خود می گذارد می توان گفت:

1-حرام خواری، برکت زندگی را از بین میبرد.

2-دعای فرد حرامخوار مستجاب نمیشود. یکی از دلایل اصلی پذیرفته نشدن دعا، لقمه ی حرام است.

-3انسان را از نعمت راز و نیاز با خدا محروم میکند. پیامبر اکرم (ص) می فرماید:

عبادت کردن همزمان با حرامخواری همانند بنا کردن ساختمان در شنزار است.

 -4یکی دیگر از پیآمدهای مهم لقمه ی حرام، سنگدلی و سیاهی قلب است، به گونهای که دیگر هیچ پند و اندرزی در او اثر نمیکن و سختترین رنجهای دیگران، دل او را به درد نمیآورد.

در تاریخ عاشورا میخوانیم که امام حسین(علیه السلام) به لشکر عمر سعد فرمود:

شکم هایتان از حرام پر شده و بر دل هایتان مهر خورده است. دیگر حق را نمیپذیرید و به آن گوش نمیدهید.

این نکته ی تاریخی گویای آن است که لقمه ی حرام، قلب را تیره و تار میکند. در این حالت، فرد از پذیرش حق و تسلیم شدن در برابر آن خودداری میکند و از هیچ جنایتی روی گردان نیست.

 

5- یکی از عوامل مهم در پیدایش گناهان، لقمهی حرام است که با از بین بردن نورانیت دل، انسان را در روی آوردن به بزهکاری، گستاخ میسازد. اگر ناهنجاریهای اجتماعی در جامعه وجود دارد، ریشه های آن به لقمه های نامشروع برمیگردد.

 

هر کدوم از  نتایج لقمه ی حرام  تو روزگار امروز مصداق عینی داره کافیه یه کم به دوروبرمون خوب نگاه کنیم و خوب  فکر کنیم.

یکی از مهمترین دلایل افزایش گناهان تو روزگار امروز خوردن مال حرامه.


تقریبا هر روز تو اخبار نقاط مختلف جهان از درد و رنج  مردم می شنویم و می بینیم .

خون، جنگ، کشتن، قحطی و گرسنگی اما ....

                                             

واقعا همه ی دلها به درد میاد؟!!

ماه بازگشت

   ماه بازگشت

                                                                                                  

ماه رمضان موقعیتی خاص و ویژه است که خداوند آن را به بندگان خود عطا فرموده و در بین ماههای دیگر قمری، تنها ماهی است که به عنوان میهمانی خدا نامیده شده است و خداوند تمام بندگانش را در فرصتی یک ماهه به سوی خود فراخوانده تا هر کس بنابر وسع و ظرفیت خویش از این فرصت استفاده نماید

در این ایام مبارک انسان‌ها سی روز، دست از زیاده روی در شهوات و لذات دنیوی برداشته، روزها را به روزه‌داری و شب‌ها را به قیام و عبادت مشغول بوده‌اند و با بهره‌هایی بیشتر از سایر ایام، همچون انفاق در راه خدا و تلاوت بیشتر کلام او و چشم‌پوشی از محرمات و مکروهات، نفس اماره خود را تزکیه و تطهیر نموده، حالت روحانیت و معنویت در ایشان بالا رفته است و سبکی روح و امکان اتصال به عوالم بالاتر برای آنها فراهم شده است، زیرا طعام و شهوت و غضب و سایر مظاهر دنیا، حجابِ فطرت بوده و در این ماه، حجاب‌ها برطرف می‌شود.       

   فطرت چیست؟

فطرت به معنای نحوه خاصی از آفرینش است. یعنی تمام ضروریاتی که انسان نیاز داشته، در خلقت او قرار داده شده است.

فطرت انسان دارای بینش و معرفتی است که تحصیلی و اکتسابی نیست بلکه خداوند آن را در وجود همه انسان‌ها قرار داده است و وقتی انسان به اعماق جانش می‌نگرد نور حق را می‌بیند و ندایی را می‌شنود که او را به سوی مبدأ علم و قدرت بی نظیر هستی دعوت می‌نماید.

فطرت همان بینش شهودی و بی واسطه انسان نسبت به هستی و گرایش آگاهانه و کشش شاهدانه و پرستش خالصانه به حضرت باری تعالی است.

ماه رمضان فرصت مناسبی است تا زنگارهایی که در طول زمان، فطرت انسان را پوشانده، پاک شود که اگر چنین شود، پایان ماه مبارک رمضان برای مؤمنان عید حقیقی خواهد بود. و عید به معنای بازگشت به چیزی است که از آن فاصله گرفته باشند. یعنی باید چنین باشد که در پایان این ماه مبارک ندای فطرت را به گوش جان بشنویم که ما را به سوی حق می‌خواند.

مسأله خودسازی در ماه مبارک رمضان، انسان را به مقامی می رساند که پرده های جهل، هواپرستی و همه‌ی موانع ضد فطرت را از سر راه برمی‌دارد و انسان مسلمان در این هنگام به فطرت ناب خود که از درون ذات او می‌جوشد باز می‌گردد. همان فطرتی که آیینه صاف خدانماست.

هرگاه انسان در پرتو برکات ماه رمضان به این درجه رسید و بر طاغوت نفس خویش پیروز شد به حقیقت عید فطر رسیده است.

آرمان خواهی

آرمان و آرمانخواهی جوان دانشجو


آرمانگرايي يعني جلوگيري از پنهان كردن ظرفيت هاي واقعي براي تحقق آرمان هاست.

 آرمان خواهی یعنی چیزی که قلب ما را به تپش وامی دارد. آرمان خواهی یعنی ایمان داشتن ما به جمع کردن منابع است. آرمان خواهی بمنزله آنچه من می خواهم یا من می بینم نیست بلکه انتقال احساس من در رابطه با آنچه که من می بینم به دیگران می باشد.

آرمانها زمانی در زندگی فرد شکل می گیرد که از وضعیت موجود راضی نمی گردد و کاربرد سیستم موجود را تاثیر ناپذیر و یا بی فایده می داند.

کسی که آرمان بلندی دارد همت بلندی هم در تحقق آرمانهایش خواهد یافت. افق دیدش تغییر می کند.

 بعضيها اشتباه مى‌كنند كه در مقابل آرمان‌گرايى، واقع‌بينى را مطرح مى‌كنند. در نظر اينها واقع‌بينى نقطه‌ى مقابل آرمان‌گرايى است. اين خطاى بزرگى است؛ چون آرمان‌گرايى، خودش واقعيتها را در جامعه مى‌سازد. يك مجموعه‌ى با آرمان و داراى هدفهاى بلند مى‌تواند واقعيتها را طبق آرمان خود شكل دهد و به‌وجود آورد. دنيا اين‌طور پيش رفته است. آرمانها را كنار بگذاريم، به بهانه‌ى واقع‌بينى؟! اين كمال غفلت است. آرمان‌گرايى به‌وجود آورنده‌ى واقعيتهاى شيرين و مطلوب است. وقتى يك انسان، يك مجموعه و يك ملت با مسؤولان و دست‌اندركارانش پاى آرمانها ايستادند و حاضر نشدند كوتاه بيايند و برايش كار كردند، چه اتفاقى مى‌افتد؟ واقعيتها به سمت آرمانها تغيير مى‌كند. اين خودش بزرگترين واقعيت و قانون زندگى است؛ چرا بعضى اين را فراموش مى‌كنند؟

                                  ***

آرمانخواهی یکی از ویژگی های اصلی دوران جوانی است.

وقتی  کلمه ی آرمانخواهی رو تو بیانات مقام معظم رهبری جستجو کردم، بیشترین مواردی که ایشون این کلمه رو تکرار کردن و در مورد این موضوع بحث و مطالبه کردن تو جمع  دانشجویان سراسر کشور تو سال های مختلف بود.


آرمان‏گرايىِ جوان ايرانىِ ما عبارت است از ترسيم آينده‏يى با اين خصوصيات. ما نظام و كشورى مى‏خواهيم كه پيشرفته باشد و مردم آن دانشمند و بيدار و زنده باشند؛ غفلت‏زده و خواب‏آلوده نباشند؛ كشور برخوردار از عدالت باشد؛ مبراى از فساد باشد؛ طبقه‏ى اشراف بر آن حاكميت نداشته باشد - چه اشراف سنتى، چه طبقه‏ى جديدى كه ممكن است اسمشان اشراف نباشد، اما در واقع اشراف باشند و به قول آقايان از رانت‏هاى گوناگون اقتصادى استفاده كنند - برخوردار از قدرت و استحكام سياسى باشد؛ و همه‏ى اينها الهام گرفته‏ى از معارف دين و اسلام عزيز باشد. اسلام اين ظرفيت را دارد كه اينها را به ما تعليم دهد.*

 

آرمانهای یک دانشجو از نظر امام خامنه ای سه چیزه.

يكى از اين آرمانها مسأله‌ى علم است؛ دومى عدالتخواهى است و آرمان سوم، آزادانديشى و آزاديخواهى ست.


*مقام معظم رهبری

 



 

نهج البلاغه

 خطبه ی42  نهج البلاغه

ای مردم، همانا بر شما از دو چیز می ترسم: هواپرستی و آرزوهای طولانی. پیروی از خواهش نفس انسان را از حق باز می دارد ، و آرزوهای طولانی، آخرت را از یاد می برد.

آگاه باشید دنیا به سرعت پشت کرده و از آن چیزی جز باقیمانده ی اندکی از ظرف آبی که آن را خالی کرده باشند، نمانده است.به هوش باشید که آخرت به سوی ما می آید. دنیا و آخرت هر یک فرزندانی دارند.بکوشید از فرزندان آخرت باشید، نه دنیا، زیرا در روز قیامت، هر فرزندی به پدر و مادر خویش باز می گردد. امروز منگام عمل است نه حسابرسی، و فردا روز حسابرسی است نه عمل.

نظر شخصی

تو این خطبه دو چیز نکوهش شده، یکی هواپرستی و پیروی از هوای نفس و در واقع همون نفس اماره و فرماندهنده به بدیه.

دومیش آرزوهای طولانی که آخرت رو از یاد می بره.

آرزوهای طولانی >؟=؟< آرمان خواهی

 داشتن ارزوهای طولانی تو زندگی محدود میشه به صرف داشتن اهداف دنیوی در زندگی و دلبستگی به دنیا   که ممکنه  باعث غفلت انسان از  پرداختن به خیلی دیگه از اهداف اصلی زندگی بشه.  اما آرمان خوهی چیزی بسیار فراتر از این هاست.

آرمان خواهی یعنی چیزی که قلب ما را به تپش وامی داره. آرمان خواهی باور ما در بسیج منابع است. 

یکی از موارد مهم نگرش آرماني رهاشدن از بند جزئي‌نگري است. كسي كه آرمان بلندي دارد، همت بلندي نيز خواهد يافت و چون افق ديدش بزرگ است، جزئيات، او را به بند نخواهند كشيد! آرمان گرایی به زندگی پویایی می بخشد. آرمان خواهی یکی از ویژگی های دوران جوانی است.

تو پست بعدی یه مطلب در مورد آرمانخواهی و  پویایی زندگی با آرمان گرایی  میزارم.



تا کی ؟؟

تا کی؟؟

 الان چند روز از این حادثه گذشته و تو ذهن اکثر مردم داره به فراموشی سپرده میشه. امیدوارم  مسئولین وعده هاشون رو فراموش نکرده باشن.


علی خلیلی طلبه جوانی است که گرچه به خاطر نهی از منکر چند اوباش شاهرگش هدف قمه آنان قرار گرفت و مجروح شد اما آنچنان که مادرش گفته است ۲۶ بیمارستان خصوصی و حتی دولتی حاضر به پذیرش پیکر نیمه جان او نشده اند تا اینکه با گرو گذاشتن وثیقه ای ۵ میلیونی در بیمارستانی پذیرش می شود.

خانم مشتاق‌فر، مادر علی، درباره نحوه درگیری و مجروح شدن پسرش گفته است: گویا رانندگان خودروی یک پراید برای دو خانم ایجاد مزاحمت کرده بودند که علی از آنها خواسته بود دست از این‌کار بردارند و از آنجا بروند، اما آنها به همراه راکبان موتورسیکلتی که همراهشان بود به علی و دوستانش حمله کرده و در نهایت یکی از راکبان موتورسیکلت با قمه به شاهرگ علی می‌زند.

در خرداد ماه امسال هم حجت الاسلام فروزش، امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران، در نتیجه نهی از منکر عده ای اوباش و نجات یک دختر جوان از چنگال آنان، چشم راستش را به علت حمله اراذل و ضربات وحشیانه آنان از دست داد.

چند ماه پیش از او نیز حجت الاسلام مصطفوی یکی از چشم هایش را در راه امر به معروف و نهی از منکر از دست داده بود اما تا به امروز از سرنوشت وعده های داده شده برای برخورد با این اوباش خبری در دست نیست.

در واقع علت جسارت و چاقوکشی اوباش در مقابل شهروندان متعهد و متدین نتیجه نبود حمایت سریع و صریح دستگاه های مسئول از آمران به معروف و ناهیان از منکر توصیف شده است؛ موضوعی که رهبر معظم انقلاب سال ها پیش درباره آن به مسئولان مربوطه هشدار داده اند اما به نظر می رسد عده ای مدیران آن را فراموش کرده اند.

ابشان در مهر ماه سال ۷۱ در دیدار جمع زیادی ازخانواده های معظم شهدا، جانبازان، آزادگان و دیگر قشرهای مردم لزوم حمایت دستگاه قضایی و نیروی انتظامی را از آمر به معروف و ناهی از منکر خاطر نشان ساختند و افزودند:

مسئولین، قانونگذاران و مجریان باید راه اجرای امر به معروف و نهی از منکر را که یک واجب الهی است فراهم کنند و من اگر اطمینان یابم که در جایی آمر به معروف وناهی از منکر، مورد جفای مأمور و یا مسئولی قرار گرفته است خود مستقیماً در آن دخالت خواهم کرد. زیرا آنچه که تا امروز به حفظ قوام و استقلال کشور در برابردشمنان طمعکارِ ایرانِ اسلامی انجامیده، همین احساس وظیفه و حضور نیروهای حزب اللهی در صحنه بوده است.

هنوز هم هر مسئول و سازمان و ارگانی معتقد که باید برخورد جدی بشه  اما این وسط کی قراره برخورد کنه مشخص نیست.



مشاهیر آذربایجان

مشاهیر آذربایجان

                                                                                          

                                      

شهید دکتر بهرام شکری

نمونه فرد مجاهد

دکتر بهرام شکری در مرداد ماه سال 1336 در میانه به دنیا آمد. بهد از طی تحصیلات مقدماتی در سال 1354 وارد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شد. در زمان ورود او به دانشگاه، سازمان مجاهدین دچار انحراف شده و دانشجویان خط امام سرگردان بودند. دکتر شکری یکی از پایه گذاران انجمن اسلامی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و جذب این افراد به انجمن بود.

او سر منشا خدمات بسیاری در بین مردم مناطق محروم سراسر کشور در بحث فرهنگ سازی رعایت بهداشت دهان و دندان و رساندن خدمات رایگان دندانپزشکی به آنان بود.

با شروع درگیری ها در کردستان، دکتر شکری به کردستان رفت و سرانجام در روز2 مرداد مصادف با 23 رمضان در روز انتخابات ریاست جمهوری شهید رجایی درحالی که از ستاد انتخاباتی برای شرکت در جلسه ی قرآن به منزل بر می گشت ، توسط منافقین در اثر اصابت 14 گلوله به شهادت رسید.

وصیت نامه ی شهید

همسرم دو مطلب را با تو در میان می گذارم. مطلب اول شاید برایت کهنگی داشته باشد ولی اینکه همیشه خدا را در نظر داشته باش  و هیچ گاه حجاب را سبک نشمار، حجاب سنت توست، حجاب آبروی بانوی اسلام فاطمه (س) است که به امانت باید نگهداری آنرا آنگونه که فاطمه (س) می خواست حفظ کن نه آن طور که خودت می خواهی.

مطلب دوم درباره ی محمد است دلم می خواهد راه مرا ادامه دهد دلم می خواهد که بعد از من وقتی بزرگ شد اسلحه ی مرا به او بسپاری و بگویی بابات گفته جلو باطل در هر جا و در هر لباسی که هست و در هر زمان بایست و بستیز.

برادران و خواهرانم:

شروع با من بود امیدوارم که خوب نگهدارش باشید

سایر بستگان و امت مسلمان ایران:

خدا را فراموش نکنید

مبادا از پیروی امام دست بردارید.